<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>...و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی آید</title>
<link>http://shide.blogfa.com/</link>
<description> </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 16 May 2009 14:19:28 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>خدا,یار همیشگیه ما</title>
<link>http://shide.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>با خودم فکرمی کردم تحقق رویاهایم غیرممکن است، اما خدا گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«هرچیزی ممکن است» &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گم شده بودم، گیج بودم، فکرمی کردم هیچ وقت جوابی پیدا نخواهم کرد، اما خدا گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«من هدایتت خواهم کرد» &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خود را باختم، فکرمی کردم نمی توانم، ازعهده اش برنمی آیم، اما خدا گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;« تو ازعهده ی هر کاری برمی ائی» &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;غمگین بودم، احساس کردم زيرکوهی از ناامیدی گیرافتادم، اما خدا گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;« غمهایت را روی شانه های من بریز» &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکر کردم نمی توانم، من انقدر باهوش نیستم، اما خدا گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;« من به توخرد لازم را می دهم»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بار گناهانم رنجم می داد، برای کارهای بدی که کرده بودم از خود عصبانی بودم، اما خدا گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«من تو را می بخشم» &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از خودم بدم می امد، فکرمی کردم هیچ کس مرا دوست ندارد، اما خدا گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«من به تو عشق می ورزم »&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گریه می کردم، زیرا تنها بودم، اما خدا گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;« من همیشه با تو هستم »&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 May 2009 14:19:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shide&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>shide</dc:creator>
<guid>http://shide.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان عشق</title>
<link>http://shide.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>روزی روزگاری درجزیره ای زیبا تمام حواس زندگي می کردند: غم، شادی، غرور، ثروت، عشق و. . .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روزی خبررسید که قراراست تمام جزیره به زیر آب برود. پس تمام اهل جزيره قایقهای خود را مرمت کردند تا راهی شوند. اما عشق راضی به ترک جزیره نشد! چرا که او&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; عاشق جزیره بود!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن لحظه فرار رسید و تمام جزیره به زیرآب رفت! عشق ازغرور که با کرجی زیبا عازم مکانی امن بود کمک خواست و گفت: غرور ممکن است مرا با خود ببری؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;غرورگفت: نه تمام بدنت خیس وکثيف شده است وقایقم را کثیف می کنی!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;غم در نزدیکي عشق بود؛عشق به او گفت:غم، آيا تو مرا با خود می بری؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;غم با صدایی حزن آلود گفت: آه عشق من خیلی غمگینم واحتیاج دارم تا تنها باشم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس اینبارعشق به سراغ ثروت رفت و به او گفت: آیا می توانم با توهمسفر شوم؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ثروت گفت: قایق من پراز طلا وجواهراست وديگر جایی برای تو نیست!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عشق اینبار از شادی کمک خواست. اما شادی آنقدر غرق در شادی و نشاط بود که حتی صدای عشق را نیز نشنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ناگهان صدایی مسن و خسته گفت: بیا عشق من تورا با خود خواهم برد!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عشق از خوشحالی فراوان خود را به داخل قایق انداخت. عشق آنقدر خوشحال بود که یادش رفت حتی نام یاریگرش را بپرسد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنها به خشکي رسیدند و پیره مرد به راه خود رفت! وتازه عشق فهمید که حتی نام آن پيرمردرا هم نمی داند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از پیره دیگری پرسید: آیا تو اورا می شناسی؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;او گفت:آری؛ او زمان است!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عشق با تعجب گفت: زمان؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیرمرد گفت: آری زمان؛ چراکه تنها او قادر به درک عظمت عشق است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 May 2009 14:15:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shide&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>shide</dc:creator>
<guid>http://shide.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا زنان گریه می کنند؟</title>
<link>http://shide.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>یک پسر کوچک ازمادرش پرسید، چرا گریه می کنی؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; مادرش گفت: چون من یک زن هستم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پسر بچه گفت: من نمی فهمم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; مادر گفت: تو هیچگاه نخواهی فهميد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعدها پسر کوچک از پدرش پرسید: چرا مادر بی دلیل گریه می کند؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پدرش تنها توانست به او بگوید: تمام زنان برای هیچ چیز گریه می کنند!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پسرکوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل شد ولی هنوز نمیدانست که چرا زنها بی دلیل گریه می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بالاخره سوالش را برای خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را می داند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; او از خدا پرسید: چرا زنان به آسانی گریه می کنند؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا گفت: زمانی که زن را خلق کردم می خواستم موجود بخصوصی باشد بنابراین شانه های او را آنقدر قوی آفريدم تا بارهمه دنیا را به دوش بکشد. وهمچنین شانه هایش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; آنقدر نرم باشد که به بقیه آرامش بدهد. من به او توانایی دادم که درجایی که همه از جلو رفتن ناامید شده اند او تسلیم نشود و همچنان پیش برود. به او توانایی نگهداری از&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خانواده اش را دادم حتی زمانی که پيرشده است بدون این که شکایتی بکند. به او عشقی داده ام که درهر شرایطی بچه هایش راعاشقانه دوست داشته باشد،حتی اگرآنها به او&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; آسیبی برسانند. به او توانایی دادم که شوهرش را دوست داشته باشد واز تقصیرات او بگذرد وهمیشه تلاش کند تا جایی درقلب شوهرش داشته باشد. به او این شعور را دادم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; که درک کند یک شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند اما گاهی اوقات توانایی همسرش را آزمایش می کند و به او این توانایی را دادم که تمامی این مشکلات را&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; حل کرده و با وفاداری کامل درکنار شوهرش باقی بماند. و در آخر به او اشکهایی دادم که بریزد. این اشکها فقط مال اوست و تنها برای استفاده اوست در هر زمانی که به&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; آنها نیاز داشته باشد. او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشک می ریزد. خدا گفت: می بینی پسرم. زیبایی یک زن در لباسهایی که می پوشد نیست، درظاهر او&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; نیست و درشیوه موهایش نیست، بلکه زیبایی یک زن در چشمهایش نهفته است. زيرا؛ چشمهای او دریچه روح اوست. و در قلب او جایی است که عشق او به دیگران درآن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; قرار دارد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 May 2009 14:09:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shide&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>shide</dc:creator>
<guid>http://shide.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از خود گذشتگی عشق به همراه دارد</title>
<link>http://shide.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>&lt;B&gt;&lt;U&gt; &lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موسی مندلسون، پدربزرگ آهنگساز شهیرآلمانی، انسانی زشت وعجیب الخلقه بود. قدی بسیاركوتاه و قوزی بد شكل برپشت داشت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موسی روزی درهامبورگ با تاجری آشنا شد كه دختری بسیاردوست داشتنی به نام فرومتژه داشت. موسی در كمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی فرمتژه از ظاهروهیكل ِاز شكل افتاده او منزجر بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; زمانی كه قرارشد موسی به شهرخود بازگردد، آخرین شجاعتش رابه كارگرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای گفتگو با او استفاده كند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; دختر حقیقتاً اززيبایی به فرشته ها شباهت داشت، ولی ابداً به او نگاه نكرد و قلب موسی از اندوه به درد آمد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; موسی پس از آن كه تلاش فراوان كرد تا صحبت كند، با شرمساری پرسید:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; -آیا می دانید كه عقد و ازدواج انسانها درآسمان بسته می شود؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دختردرحالی كه هنوز به كف اتاق نگاه می كرد گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; -بله، شما چه عقیده ای دارید؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; -من معتقدم كه خداوند در لحظه تولد هر پسری مقرر می كند كه او با كدام دخترازدواج كند. هنگامی كه من به دنیا آمدم، عروس آینده ام رابه من نشان دادند، ولی خداوند به من گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; «همسر تو گوژپشت خواهد بود»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درست همان جا وهمان موقع من از ته دل فریاد برآوردم وگفتم:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.اوه خداوندا! گوژپشت بودن برای یک زن فاجعه است. لطفاً آن قوز را به من بده و هر چی زیبایی است به اوعطا كن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرومتژه سرش را بلند كرد و خیره به او نگریست و از تصورچنین واقعه ای برخود لرزید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;او سالهای سال همسر فداكار موسی مندلسون بود.&lt;B&gt;&lt;U&gt;&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 May 2009 14:08:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shide&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>shide</dc:creator>
<guid>http://shide.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلیل با تو بودن</title>
<link>http://shide.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>هر کسی دوتاست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و خدا یکی بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و یکی چگونه می توانست باشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند، هست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و خدا کسی که احساسش کند، نداشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما کسی نداشت...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و خدا آفریدگار بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و چگونه می توانست نیافریند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زمین را گسترد و آسمانها را برکشید...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و با نبودن چگونه توانستن بود؟&lt;BR&gt;و خدا بود و با او عدم بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و عدم گوش نداشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود، نمی گوییم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و حرفهایی است برای نگفتن...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درونش از آنها سرشار بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟&lt;BR&gt;و خدا بود و عدم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جز خدا هیچ نبود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در نبودن، نتوانستن بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با نبودن نتوان بودن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;و خدا تنها بود.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;هر کسی گمشده ای دارد.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;و خدا گمشده ای داشت...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;علی شریعتی</description>
<pubDate>Sat, 16 May 2009 14:04:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shide&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>shide</dc:creator>
<guid>http://shide.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این است زندگی</title>
<link>http://shide.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;یك تاجر &lt;STRONG&gt;آمریكایى&lt;/STRONG&gt; نزدیك یك روستاى مكزیكى ایستاده بود كه یك قایق كوچك ماهیگیرى از &lt;STRONG&gt;بغلش&lt;/STRONG&gt; رد شد كه توش چند تا ماهى بود! &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;از مكزیكى پرسید: چقدر طول كشید كه این چند تارو بگیرى؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;مكزیكى: مدت خیلى كمى! &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;آمریكایى&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;: پس چرا بیشتر صبر نكردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;مكزیكى: چون همین تعداد هم براى سیر كردن خانواده‌ام كافیه! &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;آمریكایى&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;: اما بقیه وقتت رو چیكار میكنى؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;مكزیكى: تا دیروقت میخوابم! یك كم ماهیگیرى میكنم! با بچه‌هام بازى میكنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهكده میچرخم! و بادیدن طبیعت به فكر فرو می روم و از این همه نعمت غرق لذت میشم. بعد با دوستام شروع میكنیم به صحبت كردن و گپ زدن و كلی از &lt;STRONG&gt;زندگیمان&lt;/STRONG&gt; لذت می بریم! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى! &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;آمریكایى&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم كمكت كنم! تو باید بیشتر ماهیگیرى بكنى! اونوقت میتونى با پولش یك قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میكنى! اونوقت یك عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى! &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;مكزیكى: خب! بعدش چى؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;آمریكایى&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;: بجاى اینكه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشترى ها میدى و براى خودت كار و بار درست میكنى... بعدش كارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میكنى... این دهكده كوچیك رو هم ترك میكنى و میرى مكزیكو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم میزنى... &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;مكزیكى&lt;/STRONG&gt;: اما آقا! اینكار چقدر طول میكشه؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;آمریكایى&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;: پانزده تا بیست سال! &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;مكزیكى&lt;/STRONG&gt;: اما بعدش چى آقا؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;آمریكایى&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;: &lt;STRONG&gt;بهترین&lt;/STRONG&gt; قسمت همینه! موقع مناسب كه گیر اومد، میرى و سهام شركتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینكار میلیونها دلار برات عایدى داره! &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;مكزیكى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;آمریكایى&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یك دهكده ساحلى كوچیك! جایى كه میتونى تا دیروقت بخوابى! یك كم ماهیگیرى كنى! با بچه هات بازى كنى! با زنت خوش باشى! برى تو دهكده یچرخی! و بادیدن طبیعت به فكر فرو بری و از این همه نعمت غرق &lt;STRONG&gt;لذت&lt;/STRONG&gt; بشی. بعد با دوستانت  صحبت كنی و از &lt;STRONG&gt;زندگی&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;لذت&lt;/STRONG&gt; ببری.&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Feb 2009 06:08:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shide&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>shide</dc:creator>
<guid>http://shide.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماجرای گروه 99</title>
<link>http://shide.blogfa.com/post-92.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛ اما خود نیز علت را نمی دانست.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: ‘چرا اینقدر شاد هستی؟’&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;آشپز جواب داد: ‘قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;ما خانه ای حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;بدین سبب من راضی و خوشحال هستم…’&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نخست وزیر به پادشاه گفت : ‘قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است.’&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;پادشاه با تعجب پرسید: ‘گروه 99 چیست؟؟؟’&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نخست وزیر جواب داد: ‘اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست،&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;باید این کار را انجام دهید: یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست!!!’&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;پادشاه بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند..&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه؟؟؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعاً 99 سکه بود!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;که چرا وی را بیدار نکرده اند!!! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند؛&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;او فقط تا حد توان کار می کرد!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نخست وزیر جواب داد: ‘قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه 99 درآمد!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما راضی نیستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Feb 2009 06:07:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shide&amp;postid=92</comments>
<dc:creator>shide</dc:creator>
<guid>http://shide.blogfa.com/post-92.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماه تولدتان چه رنگی است؟</title>
<link>http://shide.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description>&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;فروردین: قرمز&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با نمک و دوست داشتنی، مشکل پسند، با روحیه بشاش هستید. قادرید با مردم بسیار خوب و با ملاطفت برخورد کنید و این همان عشقی است که می تواند در راهی که در پیش دارید، همراهتان باشد. دیگران از بودن با شما لذت می برند و این نشانه خوش مشربی شماست. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;اردیبهشت: شیری&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اهل رقابت و دوستدار بازی های رقابتی هستید و به هیچ وجه دوست ندارید بازنده باشید. قابل اطمینان و امین هستید و بسیار علاقه دارید وقت خود را بیرون از خانه بگذرانید، مسافرت را بسیار دوست دارید. انسانی صادق هستید و همین صداقت، شما را امین مردم ساخته است. با این حال زمانی که از دست کسی عصبانی می شود به سختی او را بخشیده و نمی توانید به راحتی از کارهایش چشم بپوشید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;خرداد: نیلی&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;شما بیشتر متوجه نگاهتان هستید و استانداردهای بالایی در انتخاب دارید و هر چیزی را با دقت و تفکر انتخاب می کنید و به ندرت مرتکب اشتباه می شوید. به راحتی می توانید دوستان جدیدی پیدا کنید. جذابید و عاشق زندگی. نسبت به همه چیز دارای احساس قوی هستید و آماده انجام کارهای سخت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;STRONG&gt;تیر: خاکستری&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جذاب و فعال هستید. هرگز احساساتتان را پنهان نمی کنید و هر آنچه را که در درونتان است آشکار می سازید، اما ضمناً هم می توانید خودخواه هم باشید. صحبت کردن با شما راحت است و می توانید به دوستانتان نصایح خوبی ارائه دهید. کمی زود اعتماد می کنید و معمولاً در این زمینه ضربه می خورید. اخلاق خوب شما در بسیاری از موارد باعث سوءاستفاده دیگران می شوید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #008000&quot;&gt;مرداد: سبز&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;خیلی خوب با افراد تازه کنار می آیید، در واقع آدم خجالتی نیستید و دوست دارید مورد علاقه و توجه کسی باشید که دوستش دارید، ولی غالباً تنها هستید و به انتظار فرد مورد نظر نشسته اید. خشونت را نمی پسندید و تلاش می کنید با مهربانی و عطوفت کارها را پیش ببرید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffff99&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ffff00&quot;&gt;شهریور: طلایی&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;شما می دانید چه چیزی درست است و چه چیزی نادرست است. آدم بشاشی هستید و عاشق بیرون رفتن و گذراندن وقت در خارج از خانه. کمی خیالپردازید و دوست دارید چیزهای جدید را تجربه کنید. این مساله در زندگی به نفع شماست. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff66cc&gt;&lt;STRONG&gt;مهر: صورتی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شما همواره در تلاشید تا در هر کاری بهترین باشید و دوست دارید تا حد امکان به دیگران کمک کنید. به سادگی قانع نمی شوید. به زندگی با دیده ای مثبت می نگرید و دوست دارید با استفاده از تجارب گذشتگان بهترین زندگی را برای خود و خانواده تان فراهم کنید. به سادگی به کسی اطمینان نمی کنید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ffff00&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;آبان: زرد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شما شیرین، دوست داشتنی و جذاب هستید و مورد اعتماد بسیاری از مردم. شما خوب تصمیم می گیرید و در زمان مناسب انتخاب درستی انجام می دهید. دیگران به راحتی به شما اطمینان کرده و نزدیکتان می شوند. برای هدف خود تلاش می کنید و معمولاً تا به آن نرسید از راه خود باز نمی گردید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#663333&gt;&lt;STRONG&gt;آذر: خرمایی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;باهوشید و می دانید چه چیزی و انجام چه کاری درست است. می خواهید همه چیز را مطابق میل خود انجام دهید که گاهی می تواند به دلیل عدم توجه به نظر دیگران مشکل ساز باشد. آرزو و اهداف بزرگی دارید که با تلاش به نیمی از آنها می رسید. صبور و وفادار باشید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ffa500&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;&lt;STRONG&gt;دی: نارنجی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در مقابل اعمالتان مسوولیت پذیر بوده و می دانید چگونه با مردم رفتار کنید. همواره اهدافی برای دستیابی دارید و حقیقتاً برای رسیدن به انها تلاش می کنید. فردی آماده رقابت هستید و از این کار لذت می برید. دوستانتان برای شما اهمیت خاص دارند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#663366&gt;&lt;STRONG&gt;بهمن: ارغوانی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اسرار آمیز هستید، اما به هیچ وجه خودخواه نیستید، نظرتان به زودی جلب می شود و دیگران کاهی از این مسئله سوءاستفاده می کنند. بین دوستانتان محبوب هستید. همیشه بدنبال اشخاصی هستید که قابل اطمینان باشند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ffff00&quot;&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;&lt;STRONG&gt;اسفند: لیمویی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آرام هستید، اما به سادگی عصابانی می شوید. گاهی حسادت می ورزید و در مورد چیزهای کوچک اعتراض می کنید. قلبی صاف و روشن دارید و همراه خوبی برای فامیل و دوستان هستید.گاهی بیش از اندازه به ظاهرتان توجه می کنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Feb 2009 06:28:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shide&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>shide</dc:creator>
<guid>http://shide.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دل نوشته های دکتر شریعتی</title>
<link>http://shide.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>انسان به اندازه ای كه به مرحله انسان بودن نزدیك می شود احساس تنهایی بیشتر می كند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بمان تا كاری كنی نه كاری كنیم تا بمانیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم، کمی با کفشهای او راه بروم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شگفتا:سلام آغاز هر دیداریست ولی در نماز پایان است .شاید این بدین معناست که پایانه نماز آغاز دیدار است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشكوه می آفرینند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برایت دعا میکنم خدا از تو بگیرد هر آنچه تو را از خدا میگیرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرا كسی نساخت٬ خدا ساخت٬ نه آنچنان كه كسی می خواست كه من كسی نداشتم ٬كسم خدا بود٬ كس بی كسان ! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Feb 2009 20:36:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shide&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>shide</dc:creator>
<guid>http://shide.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زن از دیدگاه دكتر علی شریعتی</title>
<link>http://shide.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: zar&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: zar&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: zar&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ... &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: zar&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;برای ازدواجش  در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی ... &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: zar&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ... &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: zar&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ... &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: zar&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ... &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: zar&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ... &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: zar&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ... &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: zar&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ... &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: zar&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;و هر روز او متولد میشود؛  عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ... &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: zar&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد  سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند ... &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: zar&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد ... &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(51,102,255); FONT-FAMILY: zar&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;و این، رنج است. &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Feb 2009 20:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shide&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>shide</dc:creator>
<guid>http://shide.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
