تبليغاتX
...و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی آید

چرا زنان گریه می کنند؟

یک پسر کوچک ازمادرش پرسید، چرا گریه می کنی؟

 مادرش گفت: چون من یک زن هستم.

 پسر بچه گفت: من نمی فهمم.

 مادر گفت: تو هیچگاه نخواهی فهميد!

بعدها پسر کوچک از پدرش پرسید: چرا مادر بی دلیل گریه می کند؟

 پدرش تنها توانست به او بگوید: تمام زنان برای هیچ چیز گریه می کنند!

پسرکوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل شد ولی هنوز نمیدانست که چرا زنها بی دلیل گریه می کنند.

بالاخره سوالش را برای خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را می داند.

 او از خدا پرسید: چرا زنان به آسانی گریه می کنند؟

خدا گفت: زمانی که زن را خلق کردم می خواستم موجود بخصوصی باشد بنابراین شانه های او را آنقدر قوی آفريدم تا بارهمه دنیا را به دوش بکشد. وهمچنین شانه هایش

 آنقدر نرم باشد که به بقیه آرامش بدهد. من به او توانایی دادم که درجایی که همه از جلو رفتن ناامید شده اند او تسلیم نشود و همچنان پیش برود. به او توانایی نگهداری از

خانواده اش را دادم حتی زمانی که پيرشده است بدون این که شکایتی بکند. به او عشقی داده ام که درهر شرایطی بچه هایش راعاشقانه دوست داشته باشد،حتی اگرآنها به او

 آسیبی برسانند. به او توانایی دادم که شوهرش را دوست داشته باشد واز تقصیرات او بگذرد وهمیشه تلاش کند تا جایی درقلب شوهرش داشته باشد. به او این شعور را دادم

 که درک کند یک شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند اما گاهی اوقات توانایی همسرش را آزمایش می کند و به او این توانایی را دادم که تمامی این مشکلات را

 حل کرده و با وفاداری کامل درکنار شوهرش باقی بماند. و در آخر به او اشکهایی دادم که بریزد. این اشکها فقط مال اوست و تنها برای استفاده اوست در هر زمانی که به

 آنها نیاز داشته باشد. او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشک می ریزد. خدا گفت: می بینی پسرم. زیبایی یک زن در لباسهایی که می پوشد نیست، درظاهر او

 نیست و درشیوه موهایش نیست، بلکه زیبایی یک زن در چشمهایش نهفته است. زيرا؛ چشمهای او دریچه روح اوست. و در قلب او جایی است که عشق او به دیگران درآن

 قرار دارد.

+ شنبه 26 اردیبهشت1388 از صندوقچه اسرار ماجده |
داغ کن - کلوب دات کام